همين دوبيت

 

چقدر بي تو گرفتار رنج و غم شده‌ام

چقدر بي تو شكستم، چقدر كم شده‌ام

هميشه قصه همين بوده، بي تو يعني مرگ

تو زندگي من شده‌اي و من عدم شده‌ام

 

سلام دوستان عزيز!

اين روزها من در هرات هستم و با اينكه اينجا وطن من است، با همه چيزش احساس غريبگي مي‌كنم و كوچه‌ها و خيابان‌هاي هرات دلگيرم مي‌كند.

نمي‌دانم آن غربت لعنتي با من و امثال من چه كرده كه نمي‌توانم از بودن در اينجا لذت ببرم.

اين روزهاي هرات داغ است از انتخابات پارلمان و حرفهاي كليشه‌اي و مردم‌فريب كانديداهايي كه فقط به فكر اين هستند كه راي جمع كنند.

كانديدي در پيام‌هاي تبليغاتي خود به گدايي پول مي‌دهد و همه جا داد مي‌زند كه مقصد من فقط رضاي خداست و تقريبا همه خود را مصدر خير و بركت براي مردم گرسنه و فقير مي‌دانند.

به به! عجب كشور گل و بلبلي است اين افغانستان.

اينجا وطن من است و من مجبورم دوستش داشته باشم.

سفر بدون تو یعنی: بهار بی باران